أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
294
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
محمد بن جرير گفت : مراد بمعروف اشهاد است تا متّهم نشوند بزنا و بنزديك ما اشهاد مستحبّ است و نگاه مداريد ايشانرا بر وجه اضرار تا از حدّ در گذريد و بيدادى كنيد و هر كه اين كند ظلم كرده باشد بر نفس خود نه بر غير ، از بهر آنكه و بال آن هم با نفس او رجوع كند نهى است از اضرار كه چون بنزديك انقضاى عدّه ميرسيدند باز رجعت ميكردند و باز طلاق ميدادند تا شوهرى ديگر نتوانند كردن هميشه همچنين معذّب مىماندند نه با شوهر بودند و نه بىشوهر . پيغمبر گفت : ملعون من ضارّ مسلما او ما كره ، ملعونست آنكه مسلمانى را مضرّت رساند يا به او مكرى كند . [ وَ لا تَتَّخِذُوا ] و فرا مگيريد آيات خدايرا كه « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » است بهزل و سخريّه و بازى . ابو الدردا گفت : در جاهليّت مردى زنى را طلاق دادى گفتى كه : كنت لاعبا ، آنگه رجوع كردى و گفتى كه : بازى ميكردم ، خداى تعالى ازين نهى كرد كه چنين مكنيد و ايشانرا معذّب مگردانيد و ياد كنيد نعمتى را كه خداى تعالى بر شما كرده است و از آن جمله بيان شرعست كه مصالح شما بدان متعلّق است و آنچه فرو فرستاد از كتاب يعنى قرآن و مواعظ قرآن و بيان حلال و حرام و حدود و احكام شما را بدان وعظ مىكند و پند ميدهد و از خداى بترسيد و بدانيد كه خداى به همه چيزى عالم و داناست . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 232 ] وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 232 ) بيشتر مفسّران گفتهاند كه : آيت در شأن جميله بنت يسار آمد خواهر معقل يسار ، و او زن ابو الدحداح بود او را طلاق داد و رها كرد تا عدّه بسر آمد آنگه بيامد و خطبه كرد ، برادرش معقل را خشم آمد و گفت : من كريمهء خود را به دو دهم تا او بىجرمى طلاقش دهد و بگذارد تا عدّه بسر آيد آنگاه بيايد و خطبه كند و اللّه كه هرگز به دو ندهم او را . ابو الدحداح مردى نيك بود ، خداى تعالى اين آيت فرستاد رسول صلى اللّه عليه و آله او را بخواند و آيت